ترجمه "winnings" به فارسی

بدست اوردن, فتح, پیروزی بهترین ترجمه های "winnings" به فارسی هستند.

winnings noun دستور زبان

The spoils of a win; something that has been won [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدست اوردن

    noun

    I've done crazier stuff than that to win back a chick.

    این چیزی نیست ، من کسخل بازیای بدتر اینم برای بدست اوردن یه دختر انجام دادم

  • فتح

    noun

    Anyone can win the world with her on their side.

    هر کسي که با اون باشه ميتونه دنيا رو فتح کنه در کنار اون

  • پیروزی

    noun

    Well, we need to look at today as a win.

    خب ، باید به اتفاق امروز به عنوان یه پیروزی نگاه کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " winnings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "winnings" با ترجمه به فارسی

  • بدون امکان موفقیت · بدون برد
  • (تنیس) حاشیه ی چپ زمین
  • شرایط برنده – برنده
  • فوتبال تکامل حرفهای
  • (تنیس) هریک از سه حاشیه ی زمین (چپ یا راست یا عقب)
  • win
    (از سنگ معدن) فلز گرفتن · (از معدن) زغالسنگ درآوردن · (به دین و مسلک بخصوصی) گرواندن · (به دین یا مسلک و غیره ی خود) در آوردن · (رگه ی معدن را برای بهره برداری) آماده کردن · (مسابقه و غیره) اول شدن · (مسابقه ی دو و غیره) مقام اول · استخراج کردن · باز یافتن · بدست اوردن · برد · بردن · برنده شدن · برندگی · به ازدواج راضی کردن · به دست آوردن · بُرد · جلب کردن · دست یافتن · دل (کسی را) به دست آوردن · رسیدن به · عشق (یا محبت کسی را) جلب کردن · غلبه کردن · فاتح شدن · فایق شدن · فتح · متقاعد کردن · پیروز شدن · پیروزی · پیش بردن · چیره شدن · کسب کردن · گرایش دادن · گرفتن · گرویدن
  • تیر یا ستونی که پایان مسیر مسابقه ی اسبدوانی را مشخص می کند
اضافه کردن

ترجمه های "winnings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه