ترجمه "wiredrawer" به فارسی

سیمکش, مفتول ساز بهترین ترجمه های "wiredrawer" به فارسی هستند.

wiredrawer noun دستور زبان

A person employed to draw out metal into wires for making jewellery etc.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیمکش

  • مفتول ساز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wiredrawer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wiredrawer" با ترجمه به فارسی

  • (فلز را) تبدیل به سیم کردن · به درازا کشاندن · دراز کردن · طول دادن · طولانی کردن · مفتول کردن · وارد ریزه کاری های گیج کننده شدن · کار را به جاهای باریک کشاندن · کشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "wiredrawer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه