ترجمه "wise guy" به فارسی
عقلِ کُل, همه چیزدان, عاقل نما بهترین ترجمه های "wise guy" به فارسی هستند.
wise guy
noun
دستور زبان
One given to making clever jokes regarded as rude or disrespectful; smart; a wisecracker. [..]
-
عقلِ کُل
one who is insolent or flippant
-
همه چیزدان
one who is insolent or flippant
-
عاقل نما
-
ترجمه های کمتر
- فضل فروش
- متظاهر به عقل و دانش
- مدعی همه ی فنون
- مرد رند
- پرمدعا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wise guy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن