ترجمه "wont" به فارسی
عادت, رسم, خوی بهترین ترجمه های "wont" به فارسی هستند.
wont
adjective
verb
noun
دستور زبان
One’s habitual way of doing things, practise, custom. [..]
-
عادت
nounHe kissed his sister, holding her hand in his as was their wont.
شاهزاده آندره و خواهرش طبق عادت خویش دست یکدیگر را بوسیدند.
-
رسم
nounA pattern of behavior inherited or acquired through frequent repetition.
Translating this to the spiritual regions as their wont is
برای ترجمان آن در قلمروهای عاطفی چنان که راه و رسم آنان بود
-
خوی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) عادت دادن یا کردن
- خوگرفتن یا دادن
- معتاد به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wont " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wont" با ترجمه به فارسی
-
خوگرفته · عادت کرده · عادی · مرسوم · معتاد · معمولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن