ترجمه "wrack" به فارسی
ویرانی, خرابی, (قدیمی)ویران کردن یا شدن بهترین ترجمه های "wrack" به فارسی هستند.
wrack
Verb
verb
noun
دستور زبان
(archaic or literary) revenge, persecution [..]
-
ویرانی
-
خرابی
noun -
(قدیمی)ویران کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- (کاملا) به هم زدن
- بسیار ناراحت یا نابسامان کردن
- توده ی ابر (رجوع شود به rack)
- تکه ی چیزی که درهم شکسته شده است
- خزه ی دریایی که بر ساحل آمده است
- رجوع شود به rack
- شکنجه دادن
- عذاب دادن
- کشتی غرق شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wrack"
عباراتی شبیه به "wrack" با ترجمه به فارسی
-
خراب کننده · مخرب · مسبب خرابی · ویرانگر
-
پردغدغه · کوشا
-
(گیاه شناسی) خزه های دغدغکی (از جنس Ascophyllum و Fucus که کیسه های هوا دارند)
-
آلوا مارينا · زوسترا مارینا
-
رجوع شود به seaweed
اضافه کردن مثال
اضافه کردن