ترجمه "wrackful" به فارسی

مخرب, ویرانگر, خراب کننده بهترین ترجمه های "wrackful" به فارسی هستند.

wrackful adjective دستور زبان

Full of wrack or wreckage; ruinous; destructive.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخرب

  • ویرانگر

  • خراب کننده

  • مسبب خرابی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wrackful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wrackful" با ترجمه به فارسی

  • پردغدغه · کوشا
  • (گیاه شناسی) خزه های دغدغکی (از جنس Ascophyllum و Fucus که کیسه های هوا دارند)
  • (قدیمی)ویران کردن یا شدن · (کاملا) به هم زدن · بسیار ناراحت یا نابسامان کردن · توده ی ابر (رجوع شود به rack) · تکه ی چیزی که درهم شکسته شده است · خرابی · خزه ی دریایی که بر ساحل آمده است · رجوع شود به rack · شکنجه دادن · عذاب دادن · ویرانی · کشتی غرق شده
  • آلوا مارينا · زوسترا مارینا
  • رجوع شود به seaweed
اضافه کردن

ترجمه های "wrackful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه