ترجمه "yearling" به فارسی

يكساله, کرهاسبها, نوزاد بهترین ترجمه های "yearling" به فارسی هستند.

yearling noun دستور زبان

an animal that is between one and two years old [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • يكساله

  • کرهاسبها

  • نوزاد

    noun

    They are as smooth to the touch as a yearling's coat.

    . دست ميزني مثل يه پوست يه نوزاد صافه

  • ترجمه های کمتر

    • اشغال
    • عدد
    • جمع
    • (اسب دوانی) اسب یک ساله
    • (جانور - به ویژه دام) یک ساله
    • (گوسفند) شیشک
    • بچه کوچک
    • كرههاي اسب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yearling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "yearling" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "yearling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه