ترجمه "contienda" به فارسی
جنگ, رقابت, همچشمی بهترین ترجمه های "contienda" به فارسی هستند.
contienda
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
جنگ
nounEs más, la historia confirma que el ejército persa empleaba tanto asnos como camellos en las contiendas.
شواهد تاریخی تأیید میکنند که سپاهیان پارس از الاغ و شتر در جنگ استفاده میکردند.
-
رقابت
noun¿Hermano frente a hermano, tan lejos del honor de la arena, donde tales contiendas tienen significado?
برادر ها با برادر ها ميجنگند اون هم در جايي فرسنگ ها دور تر از ميدان مسابقه جايي که رقابت توش معني داره ؟
-
همچشمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contienda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contienda" با ترجمه به فارسی
-
رقابت کردن · رقیب شدن · ستیزه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن