ترجمه "continental" به فارسی
توده خاکی, خشکی بهترین ترجمه های "continental" به فارسی هستند.
continental
adjective
masculine
دستور زبان
Perteneciente o relativo a un continente o a los continentes.
-
توده خاکی
gran masa de tierra contigua, que no incluye las islas adyacentes separadas por un mar u oceano
-
خشکی
nounNunca van a la parte continental.
اونا هیچوقت به خشکی نرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continental" با ترجمه به فارسی
-
فلسفه قارهای
-
ارتش قارهای
-
کنگره قارهای
-
فلاتهای قارهای
-
اقلیم قارهای مرطوب
-
فلات قاره
-
حمل و نقل آبي درونمرزي · حمل و نقل آبی درونبوم
-
آبهاي درونمرزی آسيايي · آبهای درونبوم آسیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن