ترجمه "contiguo" به فارسی

مجاور, نزدیک, همسایه بهترین ترجمه های "contiguo" به فارسی هستند.

contiguo adjective masculine دستور زبان

Muy cerca o conectado en espacio o tiempo.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجاور

    noun

    Así que las matemáticas para las capas contiguas son muy similares a las que necesitamos para la nueva.

    و ریاضیاتی که ما برای پوسته های مجاور نیاز داریم خیلی شبیه اونیه که برای اولی داشتیم.

  • نزدیک

    noun
  • همسایه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contiguo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "contiguo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه