ترجمه "conveniente" به فارسی
تهورآمیز, راحت, راه دست بهترین ترجمه های "conveniente" به فارسی هستند.
conveniente
adjective
masculine
دستور زبان
Que reúne las condiciones; que vale la pena utilizar.
-
تهورآمیز
adjective -
راحت
adjectiveY conveniente no es algo que conduces durante una hora y luego cargas durante ocho.
ماشینی که یک ساعت با آن برانی و مجبور شوی که ۸ ساعت آنرا شارژ کنی، راحت نیست.
-
راه دست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- قابل انتخاب
- قابل توصیه
- مرغوب
- مساوی
- مصلحتی
- مطلوب
- مقتضی
- مناسب
- کافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conveniente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن