ترجمه "convenio" به فارسی
پیمان, معاهده, توافقنامه بهترین ترجمه های "convenio" به فارسی هستند.
convenio
noun
masculine
دستور زبان
Acuerdo internacional sobre un tema específico.
-
پیمان
nounRequiere sagrados convenios que se efectúan en relación con las ordenanzas del sacerdocio.
آن به پیمان های مقدّس به همراهی آئین های کشیشی نیازمند است.
-
معاهده
noun -
توافقنامه
-
ترجمه های کمتر
- عهد
- عهد نامه
- موافقت نامه
- میثاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convenio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "convenio" با ترجمه به فارسی
-
توافقنامههای دستمزد · قراردادهای کار
-
توافقنامههای تجاری · مذاکرات تجاری
-
توافقنامههای کالا
-
توافقنامههاي پرداخت · توافقنامههاي پولی · توافقهای بینالمللی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن