ترجمه "mora" به فارسی

توت, مورا, توتها بهترین ترجمه های "mora" به فارسی هستند.

mora noun verb feminine دستور زبان

Fruta de la morera (género Morus). [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توت

    noun

    Con tiempo y paciencia, la mora se vuelve seda.

    " زمان و صبر ؛ برگِ توت رو به ابريشم تبديل ميکنه ".

  • مورا

    unidad en lingüística que mide la duración de los segmentos fonológicos que componen la sílaba

    Tenemos noticias de Mora, sus hermanos, Su Majestad.

    اعلي حضرت ، از مورا و برادرانت خبرهايي رسيده.

  • توتها

  • ترجمه های کمتر

    • شاتوت
    • تمشک سیاه
    • شاه توت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mora

Mora (Suecia)

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمشک

    noun

    Azul tarta de mora y manzana ácida.

    تمشک آبي و سيب ترش!

  • کلوروفورا تنکتوریا

تصاویر با "mora"

عباراتی شبیه به "mora" با ترجمه به فارسی

  • سولانوم نیگروم
  • سارگپه پابلند
  • دوليكوس لابلاب · دوليكوس پورپورئوس · لابلاب نيجر · لابلاب ولگاريس · لابلاب پورپورئوس · لوبيا · لوبياهاي بوناويست · لوبياهاي دوليكوس · لوبياهاي سفيد هندي · لوبياهاي علوفهاي
  • ایستادن · ایستادگی کردن · تحمل کردن · در انتظار ماندن · زندگی کردن · ساکن شدن · مسکون کردن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
  • کبوتر خاکی ارغوانی
  • ويسيا آتروپورپورئا · ویسیا بنگالنسیس
  • تمشک قطبی
  • کلوروفورا تنکتوریا
اضافه کردن

ترجمه های "mora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه