ترجمه "morado" به فارسی

ارغوانی, بنفش بهترین ترجمه های "morado" به فارسی هستند.

morado adjective noun verb masculine دستور زبان

aficionado del deportivo saprissa [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارغوانی

    noun

    Pero nosotros tenemos 7 lunas moradas girando alrededor nuestro.

    و سیاره ما با هفت ماه ارغوانی احاطه شده

  • بنفش

    adjective

    Tendrá que haber cubos centrales sin verde y sin morado también.

    باید مکعبهای مرکزی که سبز و بنفش نداشته باشند هم داشته باشیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "morado"

عباراتی شبیه به "morado" با ترجمه به فارسی

  • سولانوم نیگروم
  • سارگپه پابلند
  • دوليكوس لابلاب · دوليكوس پورپورئوس · لابلاب نيجر · لابلاب ولگاريس · لابلاب پورپورئوس · لوبيا · لوبياهاي بوناويست · لوبياهاي دوليكوس · لوبياهاي سفيد هندي · لوبياهاي علوفهاي
  • ایستادن · ایستادگی کردن · تحمل کردن · در انتظار ماندن · زندگی کردن · ساکن شدن · مسکون کردن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
  • کبوتر خاکی ارغوانی
  • ويسيا آتروپورپورئا · ویسیا بنگالنسیس
  • تمشک · کلوروفورا تنکتوریا
  • تمشک قطبی
اضافه کردن

ترجمه های "morado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه