ترجمه "partir" به فارسی
شکافتن, رفتن, بشکلیدن بهترین ترجمه های "partir" به فارسی هستند.
partir
verb
دستور زبان
Dividir entera o parcialmente según una línea más o menos recta. [..]
-
شکافتن
verb -
رفتن
verbIr a otro lado.
Desde tu partida no he disfrutado nada en él. Cuantas personas me interesaban ya no están aquí.
ازوقتی که تو رفتی, من هیچ لذتی نمی برم, و همه نگران کسانی هستن که رفتن.
-
بشکلیدن
-
ترجمه های کمتر
- رَفتَن
- شاخه
- قطع کردن
- متفرق شدن
- منحرف شدن
- پرت شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "partir"
عباراتی شبیه به "partir" با ترجمه به فارسی
-
انحراف · بار · بار کشتی
-
مانیفست کمونیست
-
بخش در واحد سنجش
-
حزب مترقی خلق کارگر
-
کمیته مرکزی حزب کمونیست چین
-
سارکوم بافت نرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن