ترجمه "parto" به فارسی
زایمان, تولد, برهزايي بهترین ترجمه های "parto" به فارسی هستند.
parto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
El hecho o acción de dar a luz a un niño, como culminación del embarazo.
-
زایمان
nounculminación del embarazo humano con la salida del bebé del útero materno
Mi ejemplo de la sala de partos no es comparable con lo duro que se trabaja en China.
کاری که من در اتاق زایمان کردم، در مقابل سختی کار در چین چیزی به حساب نمیآید.
-
تولد
nounEl hecho o acción de dar a luz a un niño, como culminación del embarazo.
Si sigue las indicaciones al pie de la letra, no habrá peligro para el parto.
تا زماني که از تجويزات به درستي پيروي کنند هيچ مانعي براي تولد وجود نداره.
-
برهزايي
-
ترجمه های کمتر
- بزغالهزايي
- تولهزايي
- خوكزايي
- كرهزايي
- وضع حمل
- گوسالهزايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "parto"
عباراتی شبیه به "parto" با ترجمه به فارسی
-
انحراف · بار
-
مانیفست کمونیست
-
بخش در واحد سنجش
-
فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
-
تولههای همزاد (تولدها)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن