ترجمه "pasaje" به فارسی
بلیت, بلیط, قطعه منتخب بهترین ترجمه های "pasaje" به فارسی هستند.
pasaje
noun
masculine
دستور زبان
aportación para comprar cervezas
-
بلیت
nounElla consiguió gratis el pasaje.
او بلیت را مجانی بدست آورد.
-
بلیط
nounTaru, sólo pude conseguir pasajes para mañana a la mañana.
تارو ، فقط تونستم واسه فردا صبح بلیط گیر بیارم.
-
قطعه منتخب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasaje " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasaje"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن