ترجمه "pasante" به فارسی
انترن, کارآموز, کارورز بهترین ترجمه های "pasante" به فارسی هستند.
pasante
adjective
noun
masculine
دستور زبان
lo que se come o se bebe para acompañar un licor
-
انترن
noun -
کارآموز
Hay una pasante muy atractiva que empezó hace una semana.
يه کارآموز جوان هست که تازه يه هفته است کارش رو شروع کرده.
-
کارورز
Soy Ben, tu nuevo pasante.
من بن هستم. کارورز جديد شما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن