ترجمه "presa" به فارسی
سد, شكار, استخر بهترین ترجمه های "presa" به فارسی هستند.
presa
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Estructura construida que atraviesa un río o canal. [..]
-
سد
nounEstructura construida que atraviesa un río o canal.
Dicen que se construirá una gran presa.
آنها می گویند که سد بزرگی ساخته خواهد شد.
-
شكار
porque interceptan las presas voladoras.
چرا كه آنها حشره هاي پرنده رو شكار مي كنند.
-
استخر
noun
-
ترجمه های کمتر
- استفاده نامشروع
- انعام
- تاراج
- توده انباشته
- شكاركردن
- شکارگرى
- طعمه
- غارت
- غنیمت جنگی
- فساد
- قربانی
- چپاول
- کوله پشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "presa"
عباراتی شبیه به "presa" با ترجمه به فارسی
-
بند اصلاحی · مشتا
-
اسير · زندانی · مجرم
-
سد وزنی
-
سد قوسی
-
سد خاکی
-
زندانی سیاسی
-
آببندها · سدها
-
پرنده شکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن