ترجمه "presas" به فارسی
آببندها, سدها بهترین ترجمه های "presas" به فارسی هستند.
presas
adjective
feminine
دستور زبان
partes intimas del cuerpo humano
-
آببندها
-
سدها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "presas" با ترجمه به فارسی
-
بند اصلاحی · مشتا
-
اسير · زندانی · مجرم
-
استخر · استفاده نامشروع · انعام · تاراج · توده انباشته · سد · شكار · شكاركردن · شکارگرى · طعمه · غارت · غنیمت جنگی · فساد · قربانی · چپاول · کوله پشتی
-
سد وزنی
-
سد قوسی
-
سد خاکی
-
زندانی سیاسی
-
پرنده شکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن