ترجمه "seguido" به فارسی
اغلب, بارها, نتیجه ای بهترین ترجمه های "seguido" به فارسی هستند.
seguido
adjective
verb
adverb
masculine
دستور زبان
Participio del verbo seguir.
-
اغلب
nounPero en ese momento, la mayoría de los gusanos mutantes siguen vivos.
اما در آن زمان، اغلب کرمهای جهش یافته هنوز زندهاند.
-
بارها
adverbBob intenta dejar de fumar muy seguido.
باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند.
-
نتیجه ای
adjectiveTodo debe seguir un procedimiento.
. هر چیزی باید یه نتیجه ای داشته باشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seguido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seguido" با ترجمه به فارسی
-
ابقا کردن · ادامه دادن · دنبال کردن · شیار · منقضی شدن · همراه رفتن · پالیدن · پیروی · گذشتن
-
پاییدن
-
ترغیب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن