ترجمه "seguidor" به فارسی

بازیگر عمده, طرفدار, فن بهترین ترجمه های "seguidor" به فارسی هستند.

seguidor noun masculine دستور زبان

Persona que cree y ayuda a difundir la doctrina de otro.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگر عمده

    noun
  • طرفدار

    noun

    Esta está un poco húmeda, y soy seguidora de Hellions.

    این یکی یکمی خیسه ، و من طرفدار آدم کوتوله های جهنمی ام.

  • فن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هوادار
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seguidor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "seguidor"

اضافه کردن

ترجمه های "seguidor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه