ترجمه "seguimiento" به فارسی
ردیابی, مبصری, مراقبت بهترین ترجمه های "seguimiento" به فارسی هستند.
seguimiento
noun
masculine
دستور زبان
-
ردیابی
También lo uso como herramienta de visualización y seguimiento de la contaminación.
من همچنین از آن به عنوان وسیله ای برای مشاهده و ردیابی آلودگی استفاده می کنم.
-
مبصری
noun -
مراقبت
noun -
نظارت
nounDelegar implica asignar una tarea y darle seguimiento
اگر کاری را به شخصی واگذار کردید باید روی پیشرفت کار نظارت داشته باشید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seguimiento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seguimiento" با ترجمه به فارسی
-
ردیابی چشم
-
جستجو و ردیابی فروسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن