ترجمه "traza" به فارسی
اثر ترجمه "traza" به فارسی است.
traza
verb
feminine
دستور زبان
Vestigio que un hombre o un animal deja en un lugar donde ha estado.
-
اثر
nounsuma de los elementos de la diagonal principal de una matriz cuadrada
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "traza" با ترجمه به فارسی
-
ریزمغذیها · عناصر کمیاب · عنصر کمیاب
-
کشیدن
-
خط · ضربه
-
رهگیری پرتو (گرافیک)
-
اثر
-
برنامه · طرح · مسیر · نقشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن