ترجمه "trazado" به فارسی
برنامه, طرح, مسیر بهترین ترجمه های "trazado" به فارسی هستند.
trazado
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
برنامه
nounNo podríamos trazar una meta y subir esa escalera de la popularidad, del éxito.
ما میتوانیم برنامه را هاشور بزنیم و ادعا کنیم که این پله های محبوبیت ، و موفقیت است.
-
طرح
nounAún no podemos hacerlo hoy en día, pero creo que el camino está trazado.
امروزه هنوز ما نمی تونیم اینکارو بکنیم، ولی فکر کنم طرح آن ریخته شده است.
-
مسیر
El corcho traza el mismo recorrido una y otra vez... arriba y abajo, arriba y abajo.
چوب پنبه یک مسیر ر ا بارها و بارها گذر می کند...
-
نقشه
nounTenía todo el recorrido trazado en mi cabeza.
نقشه ي راه رو کامل به ذهنم سپرده بودم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trazado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trazado" با ترجمه به فارسی
-
ریزمغذیها · عناصر کمیاب · عنصر کمیاب
-
کشیدن
-
اثر
-
خط · ضربه
-
رهگیری پرتو (گرافیک)
-
اثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن