ترجمه "Bidaia" به فارسی

مسافرت, سفر بهترین ترجمه های "Bidaia" به فارسی هستند.

Bidaia
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافرت

    noun

    Beste ahizpa, Gabby, haiekin bidaiatzen ari da etxean eraikitzen.

    آم ، خواهر ديگه ي من ، " گبي " ، باهاشون براي خونه سازي ها به مسافرت ميره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bidaia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bidaia noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    Baina ni nintzen bidaia fisikoki jasango zuen bakarra.

    ولی من تنها کسی بودم که میتونست از لحاض فیزیکی به این سفر بیاد.

عباراتی شبیه به "Bidaia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bidaia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه