ترجمه "bidaiatu" به فارسی
سفر کردن, مسافرت کردن بهترین ترجمه های "bidaiatu" به فارسی هستند.
bidaiatu
دستور زبان
-
سفر کردن
verbSeme, gutako nork bidaiatu zuen ozeano osoan zehar?
پسرم. کدوم يک از ما کل اقيانوس رو سفر کرد ؟
-
مسافرت کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bidaiatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bidaiatu"
عباراتی شبیه به "bidaiatu" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمای مسافربری
-
مسافر · پی سپار
-
سرگردان · سیار · مرغ مهاجر
-
تحرک · مسافرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن