ترجمه "bidaiari" به فارسی
مسافر, پی سپار بهترین ترجمه های "bidaiari" به فارسی هستند.
bidaiari
-
مسافر
nounSarrera mugatuko eremua da hau. Aurrealdeko bidaiaria hil duzu.
... یه مسافر بخش جلویی قطار رو کشتی
-
پی سپار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bidaiari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bidaiari"
عباراتی شبیه به "bidaiari" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمای مسافربری
-
سفر کردن · مسافرت کردن
-
سرگردان · سیار · مرغ مهاجر
-
تحرک · مسافرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن