ترجمه "asmakeria" به فارسی
اختراع, افسانه, برپایی بهترین ترجمه های "asmakeria" به فارسی هستند.
asmakeria
-
اختراع
nounCallaghan zur eta lur utziko duen zerbait asmatu eta barruan zaude.
اگر یه چیزی اختراع کنی که " کالاهان " رو تحت تاثیر بذاره وارد میشی.
-
افسانه
noun -
برپایی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خیال
- داستان
- دروغ
- قصه
- مقدمه چینی
- وهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asmakeria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asmakeria" با ترجمه به فارسی
-
اختراع کردن · انگاشتن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · در نظر داشتن · درست کردن · روبروشدن · ساختن · طرح ریزی کردن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن · چاپ زدن
-
اختراع
-
اختراع
-
تاتوره
-
مخترع
-
اختراع
-
ابداع · اختراع · افسانه · خیال · داستان · دروغ · قصه · وهم
-
آسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن