ترجمه "asmakuntza" به فارسی
اختراع, ابتکار, ابداع بهترین ترجمه های "asmakuntza" به فارسی هستند.
asmakuntza
-
اختراع
nounCallaghan zur eta lur utziko duen zerbait asmatu eta barruan zaude.
اگر یه چیزی اختراع کنی که " کالاهان " رو تحت تاثیر بذاره وارد میشی.
-
ابتکار
noun -
ابداع
nounInternet asmatu zuten eta telegarraioa egiten saiatu ziren.
اينترنت رو ابداع کردن ، سعي کردن " غيب و ظاهر شدن " رو ممکن کنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asmakuntza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Asmakuntza
-
اختراع
nounCallaghan zur eta lur utziko duen zerbait asmatu eta barruan zaude.
اگر یه چیزی اختراع کنی که " کالاهان " رو تحت تاثیر بذاره وارد میشی.
عباراتی شبیه به "asmakuntza" با ترجمه به فارسی
-
اختراع · افسانه · برپایی · خیال · داستان · دروغ · قصه · مقدمه چینی · وهم
-
اختراع کردن · انگاشتن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · در نظر داشتن · درست کردن · روبروشدن · ساختن · طرح ریزی کردن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن · چاپ زدن
-
اختراع
-
تاتوره
-
مخترع
-
اختراع
-
ابداع · اختراع · افسانه · خیال · داستان · دروغ · قصه · وهم
-
آسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن