ترجمه "asmaketa" به فارسی

ابداع, اختراع, افسانه بهترین ترجمه های "asmaketa" به فارسی هستند.

asmaketa
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابداع

    noun

    Internet asmatu zuten eta telegarraioa egiten saiatu ziren.

    اينترنت رو ابداع کردن ، سعي کردن " غيب و ظاهر شدن " رو ممکن کنن

  • اختراع

    noun

    Callaghan zur eta lur utziko duen zerbait asmatu eta barruan zaude.

    اگر یه چیزی اختراع کنی که " کالاهان " رو تحت تاثیر بذاره وارد میشی.

  • افسانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خیال
    • داستان
    • دروغ
    • قصه
    • وهم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asmaketa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "asmaketa" با ترجمه به فارسی

  • اختراع · افسانه · برپایی · خیال · داستان · دروغ · قصه · مقدمه چینی · وهم
  • اختراع کردن · انگاشتن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · در نظر داشتن · درست کردن · روبروشدن · ساختن · طرح ریزی کردن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن · چاپ زدن
  • اختراع
  • اختراع
  • تاتوره
  • مخترع
  • اختراع
  • آسم
اضافه کردن

ترجمه های "asmaketa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه