ترجمه "gorro" به فارسی

بلغم, تف, خلط بهترین ترجمه های "gorro" به فارسی هستند.

gorro
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلغم

    noun
  • تف

    noun
  • خلط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خلط سینه
    • مخاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gorro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gorro" با ترجمه به فارسی

  • gor
    كر
  • جورج · ژرژ
  • تولید ناخالص داخلی
  • آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بیزاری · تنفر · جسارت · حسادت · خصومت · دشمنی · رنجش · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
  • دادگاه · دادگاه محکمه · کاخ دادگستری
  • بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
  • خاس کریسمس
  • گفتار بیزارجویانه
اضافه کردن

ترجمه های "gorro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه