ترجمه "gorrotatu" به فارسی
بیزار بودن, نفرت داشتن, بیم داشتن از بهترین ترجمه های "gorrotatu" به فارسی هستند.
gorrotatu
-
بیزار بودن
verb -
نفرت داشتن
verb -
بیم داشتن از
verb
-
ترجمه های کمتر
- ترس داشتن از
- تنفر داشتن
- دوست نداشتن
- فرار کردن
- منزجر بودن
- مکروه داشتن
- مکروه دانستن
- ناپسند شمردن
- نفرت داشتن از
- نفرت کردن
- کینه ورزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gorrotatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gorrotatu" با ترجمه به فارسی
-
كر
-
جورج · ژرژ
-
تولید ناخالص داخلی
-
آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بیزاری · تنفر · جسارت · حسادت · خصومت · دشمنی · رنجش · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
-
دادگاه · دادگاه محکمه · کاخ دادگستری
-
بلغم · تف · خلط · خلط سینه · مخاط
-
بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
-
خاس کریسمس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن