ترجمه "gorte" به فارسی

دادگاه, دادگاه محکمه, کاخ دادگستری بهترین ترجمه های "gorte" به فارسی هستند.

gorte
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادگاه

    noun

    Gainera, ofizial bat akusatzeak gortea zure kontra jarriko luke.

    با تهمت زدن به يک افسر ، دادگاه رو هم دشمن خودت مى کنى.

  • دادگاه محکمه

    noun
  • کاخ دادگستری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gorte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gorte" با ترجمه به فارسی

  • gor
    كر
  • جورج · ژرژ
  • تولید ناخالص داخلی
  • آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بیزاری · تنفر · جسارت · حسادت · خصومت · دشمنی · رنجش · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
  • بلغم · تف · خلط · خلط سینه · مخاط
  • بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
  • خاس کریسمس
  • گفتار بیزارجویانه
اضافه کردن

ترجمه های "gorte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه