ترجمه "gortina" به فارسی

جدار, دیوار, مانع بهترین ترجمه های "gortina" به فارسی هستند.

gortina
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدار

    noun
  • دیوار

    noun
  • مانع

    noun
  • پرده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gortina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gortina" با ترجمه به فارسی

  • gor
    كر
  • جورج · ژرژ
  • تولید ناخالص داخلی
  • آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بیزاری · تنفر · جسارت · حسادت · خصومت · دشمنی · رنجش · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
  • دادگاه · دادگاه محکمه · کاخ دادگستری
  • بلغم · تف · خلط · خلط سینه · مخاط
  • بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
  • خاس کریسمس
اضافه کردن

ترجمه های "gortina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه