ترجمه "irri" به فارسی
تبسم, لبخند, تمسخر بهترین ترجمه های "irri" به فارسی هستند.
irri
noun
-
تبسم
noun -
لبخند
nounGizon bat, nigana biratu eta irri egiten didana.
مردی که بسوي من بر می آید و لبخند میزند.
-
تمسخر
noun
-
ترجمه های کمتر
- خرخر
- خرناس
- خنده
- دام
- دندان نمایی
- ریشخند
- طنز
- مسخره
- پوزخند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irri" با ترجمه به فارسی
-
آلاله طاولدار
-
رولاسکیت هنری
-
تبسم · لبخند · پوزخند
-
زالو · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
-
تشنه بودن · شهوت داشتن · غصه خوردن · مشتاق بودن · گرسنه شدن
-
ابیاری
-
شوق وافر · طمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن