ترجمه "irrika" به فارسی
شوق وافر, طمع بهترین ترجمه های "irrika" به فارسی هستند.
irrika
-
شوق وافر
noun -
طمع
nounPrimizia baterako irrikan, kazetari bat behar ez zen lekuan sartu zen.
، یه خبرنگار سر طمع ـِش برای یه خبر دست اول رفته جایی که نباید میرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrika " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irrika" با ترجمه به فارسی
-
آلاله طاولدار
-
رولاسکیت هنری
-
تبسم · لبخند · پوزخند
-
تبسم · تمسخر · خرخر · خرناس · خنده · دام · دندان نمایی · ریشخند · طنز · لبخند · مسخره · پوزخند
-
زالو · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
-
تشنه بودن · شهوت داشتن · غصه خوردن · مشتاق بودن · گرسنه شدن
-
ابیاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن