ترجمه "irrizkin" به فارسی

زالو, صدای مزاحم, طفیلی بهترین ترجمه های "irrizkin" به فارسی هستند.

irrizkin
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun
  • صدای مزاحم

    noun
  • طفیلی

    noun
  • پارازیت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrizkin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irrizkin" با ترجمه به فارسی

  • آلاله طاولدار
  • رولاسکیت هنری
  • تبسم · لبخند · پوزخند
  • تبسم · تمسخر · خرخر · خرناس · خنده · دام · دندان نمایی · ریشخند · طنز · لبخند · مسخره · پوزخند
  • تشنه بودن · شهوت داشتن · غصه خوردن · مشتاق بودن · گرسنه شدن
  • ابیاری
  • شوق وافر · طمع
اضافه کردن

ترجمه های "irrizkin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه