ترجمه "irten" به فارسی
خارج شدن, اصرار کردن, جلو آمدن بهترین ترجمه های "irten" به فارسی هستند.
irten
-
خارج شدن
Lehio nagusia ixtean JuK-ek martxan jarraituko du sistemaren bandejan. Fitxategi menuko Irten aukera erabili ezazu aplikazioa guztiz amaitzeko
بستن پنجرۀ اصلی ، اجرای JuK را در سینی سیستم نگه میدارد. برای خارج شدن از کاربرد ، خروج از گزینگان پرونده را استفاده کنید
-
اصرار کردن
verb -
جلو آمدن
verb -
درجیب گذاردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irten" با ترجمه به فارسی
-
بدتر کردن · خشمگین کردن
-
بازمانده · شخص زنده
-
تفرج · تفریح · حمله · سفر تفریحی · گردش
-
تاقچه · رف · طاقچه · فلات قاره
-
در نظرداشتن
-
اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن