ترجمه "irtenaldi" به فارسی

تفرج, تفریح, حمله بهترین ترجمه های "irtenaldi" به فارسی هستند.

irtenaldi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفرج

    noun
  • تفریح

    noun
  • حمله

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سفر تفریحی
    • گردش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irtenaldi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irtenaldi" با ترجمه به فارسی

  • بدتر کردن · خشمگین کردن
  • بازمانده · شخص زنده
  • تاقچه · رف · طاقچه · فلات قاره
  • در نظرداشتن
  • اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
  • اصرار کردن · جلو آمدن · خارج شدن · درجیب گذاردن
اضافه کردن

ترجمه های "irtenaldi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه