ترجمه "irtenune" به فارسی
تاقچه, رف, طاقچه بهترین ترجمه های "irtenune" به فارسی هستند.
irtenune
-
تاقچه
noun -
رف
noun -
طاقچه
noun -
فلات قاره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irtenune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irtenune" با ترجمه به فارسی
-
بدتر کردن · خشمگین کردن
-
بازمانده · شخص زنده
-
تفرج · تفریح · حمله · سفر تفریحی · گردش
-
در نظرداشتن
-
اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
-
اصرار کردن · جلو آمدن · خارج شدن · درجیب گذاردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن