ترجمه "sorta" به فارسی
خوشه, دسته, دسته گل بهترین ترجمه های "sorta" به فارسی هستند.
sorta
-
خوشه
noun -
دسته
nounLore asko dago sorta horretan.
گل هاي زيادي تو اون دسته گل هستن.
-
دسته گل
nounLore asko dago sorta horretan.
گل هاي زيادي تو اون دسته گل هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sorta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sorta" با ترجمه به فارسی
-
اختراع کردن · بوجودآمدن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · تهیه کردن · درست کردن · ساختن · سکه زدن · طرح ریزی کردن · مادری کردن · پس انداختن · چاپ زدن
-
متناوب ساز
-
رگبار · شلیک متوالی
-
پرسشنامه
-
نسخه گذاری و تأیید اعتبار منتشر شده وب
-
زاییده افکار
-
ریش شدن · زخم شدن
-
ایجاد کلیپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن