ترجمه "sortatu" به فارسی
بار کردن, بارگیری کردن, بازداشتن بهترین ترجمه های "sortatu" به فارسی هستند.
sortatu
-
بار کردن
verbHau hautatzen baduzu, hiztegi berri bat sortuko da hiztegi-fitxategi bat kargatuz edo testuko hitzak zenbatuz
اگر این جعبه را برگزینید ، با بار کردن یک پروندۀ واژهنامه و یا با شمارش واژههای خاص در متنی ، واژهنامهای جدید ایجاد میشود
-
بارگیری کردن
verb -
بازداشتن
verb -
تحمیل کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sortatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sortatu" با ترجمه به فارسی
-
اختراع کردن · بوجودآمدن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · تهیه کردن · درست کردن · ساختن · سکه زدن · طرح ریزی کردن · مادری کردن · پس انداختن · چاپ زدن
-
خوشه · دسته · دسته گل
-
متناوب ساز
-
رگبار · شلیک متوالی
-
پرسشنامه
-
نسخه گذاری و تأیید اعتبار منتشر شده وب
-
زاییده افکار
-
ریش شدن · زخم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن