ترجمه "sortu" به فارسی

اختراع کردن, بوجودآمدن, تاسیس کردن بهترین ترجمه های "sortu" به فارسی هستند.

sortu دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختراع کردن

    verb

    AmWorks-ek aurrera egiten badu beste amerikar amets bat sortuko dugu.

    اگه " اشتغال براي آمريکا " موفق بشه ، رؤياي آمريکايي رو از نو اختراع کرديم.

  • بوجودآمدن

    verb
  • تاسیس کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تنظیم کردن
    • تهیه کردن
    • درست کردن
    • ساختن
    • سکه زدن
    • طرح ریزی کردن
    • مادری کردن
    • پس انداختن
    • چاپ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sortu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sortu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sortu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه