ترجمه "zaindu" به فارسی

توجه داشتن به, مراقب بودن بهترین ترجمه های "zaindu" به فارسی هستند.

zaindu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجه داشتن به

    verb
  • مراقب بودن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zaindu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "zaindu" با ترجمه به فارسی

  • پیشخدمت
  • سیاهرگ
  • بزرگسیاهرگ
  • حامی · دایی · عم · عمو · قیم · مدافع · ولی · پشتیبان
  • مراقبت تسکینی
  • اوتار · تار وپود · درز · درز لباس · رگ وپی · زردپی · سیاهرگ · وتر · ورید · پوره · پی
  • خون سیاهرگی
  • بازداشت · توقیف · حبس · کمک
اضافه کردن

ترجمه های "zaindu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه