ترجمه "zainketa" به فارسی

بازداشت, توقیف, حبس بهترین ترجمه های "zainketa" به فارسی هستند.

zainketa
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشت

    noun
  • توقیف

    noun
  • حبس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قیمومیت
    • مبصری
    • مراقبت
    • نظارت
    • چالاکی
    • کمک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zainketa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "zainketa" با ترجمه به فارسی

  • پیشخدمت
  • سیاهرگ
  • بزرگسیاهرگ
  • حامی · دایی · عم · عمو · قیم · مدافع · ولی · پشتیبان
  • مراقبت تسکینی
  • توجه داشتن به · مراقب بودن
  • اوتار · تار وپود · درز · درز لباس · رگ وپی · زردپی · سیاهرگ · وتر · ورید · پوره · پی
  • خون سیاهرگی
اضافه کردن

ترجمه های "zainketa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه