ترجمه "asu" به فارسی
لباس, آرایش, تجهیز بهترین ترجمه های "asu" به فارسی هستند.
asu
noun
verb
دستور زبان
-
لباس
nounTulostimet ovat pieniä, joten minun piti yhdistää asun osaset kuin palapeli konsanaan.
خب صفحات پرینتر کوچک هستند، پس من باید لباس را چند تکه میکردم، درست مانند یک پیترا.
-
آرایش
noun -
تجهیز
noun
-
ترجمه های کمتر
- جامه
- طرز
- طرز رفتار
- لباس زیبا
- همسفر
- پوشاک ویژه
- کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asu" با ترجمه به فارسی
-
اجاره کردن · متصرف بودن
-
آراستن
-
بیرون خوابیدن
-
لباس راحتی
-
جا گرفتن · جایگیر شدن
-
اقامت داشتن · زندگی کردن · ساکن شدن · مسکن دادن · مسکون کردن · منزل دادن به · وسیعتر کردن
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
کجا زندگی میکنید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن