ترجمه "asuin-" به فارسی
محلی, مسکونی بهترین ترجمه های "asuin-" به فارسی هستند.
asuin-
Prefix
-
محلی
adjectivePaikalliset veljet auttoivat koordinoimaan avustustyötä Gomassa, jossa asuu noin 700 todistajaa.
برادران محلی کمک کردند تا کمکرسانی به گوما با هماهنگی صورت پذیرد، در این شهر ۷۰۰ شاهد زندگی میکند.
-
مسکونی
adjectiveSe ei ole uusi maapallo, sillä Raamattu osoittaa selvästi, että maan päällä asutaan ikuisesti.
منظور یک سیّارهٔ جدید نیست چون در کتاب مقدّس آمده است که زمین تا ابد مسکونی باقی خواهد ماند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asuin- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asuin-" با ترجمه به فارسی
-
آرایش · تجهیز · جامه · طرز · طرز رفتار · لباس · لباس زیبا · همسفر · پوشاک ویژه · کسوت
-
اجاره کردن · متصرف بودن
-
آراستن
-
بیرون خوابیدن
-
لباس راحتی
-
جا گرفتن · جایگیر شدن
-
اقامت داشتن · زندگی کردن · ساکن شدن · مسکن دادن · مسکون کردن · منزل دادن به · وسیعتر کردن
-
در ملبورن زندگی میکنم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن