ترجمه "asuja" به فارسی
ساکن ترجمه "asuja" به فارسی است.
asuja
noun
دستور زبان
-
ساکن
nounPane merkille tuon jakeen loppuosa: ”joissa vanhurskaus asuu”.
حال، به انتهای آیه توجه کن—«در آنها عدالت ساکن خواهد بود.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asuja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asuja" با ترجمه به فارسی
-
آرایش · تجهیز · جامه · طرز · طرز رفتار · لباس · لباس زیبا · همسفر · پوشاک ویژه · کسوت
-
اجاره کردن · متصرف بودن
-
آراستن
-
بیرون خوابیدن
-
لباس راحتی
-
جا گرفتن · جایگیر شدن
-
اقامت داشتن · زندگی کردن · ساکن شدن · مسکن دادن · مسکون کردن · منزل دادن به · وسیعتر کردن
-
در ملبورن زندگی میکنم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن