ترجمه "asua" به فارسی
زندگی کردن, اقامت داشتن, ساکن شدن بهترین ترجمه های "asua" به فارسی هستند.
asua
verb
noun
دستور زبان
-
زندگی کردن
verbEnsimmäiset viisitoista vuotta elämästäni asuin monilla eri pakolaisleireillä.
در طول ۱۵ سال اوّلِ زندگیام در چندین اردوگاه پناهندگی زندگی کردم.
-
اقامت داشتن
verb -
ساکن شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مسکن دادن
- مسکون کردن
- منزل دادن به
- وسیعتر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asua" با ترجمه به فارسی
-
آرایش · تجهیز · جامه · طرز · طرز رفتار · لباس · لباس زیبا · همسفر · پوشاک ویژه · کسوت
-
اجاره کردن · متصرف بودن
-
آراستن
-
بیرون خوابیدن
-
لباس راحتی
-
جا گرفتن · جایگیر شدن
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
کجا زندگی میکنید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن